خلاصه داستان: محمود بصیرت از مدیران ارشد کارخانه ای است که قرار است به فروش برسد و مهندس خاکپور که از دوستان بصیرت و مدیر عامل آنجاست موضوع پیشنهاد رشوه از سوی افراد ناشناس برای جلب همکاری را با او در میان میگذارد. چمدی بعد خاکپور طی تصادفی مشکوک در بیمارستان بستری شده و با پرستاری بنام سیما ریاحی آشنا میشود و…
امروز
تماشا کنید
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.